هوالباقی...

غرق خاکم اما...آسمان جای منست...
23 سال گذشت...
شکر...

آلرژيک ++ 4:21 PM ++




آلرژیک راست میگه واقعاً نمی دونم نیمکتا چی دارن که حس نوستالژیک آدمو بر می انگیزن ... اما می خوام بگم اگه بتونیم بعد از یه مدت دوباره رو همون نیمکت همون جوری بخندیم اون وقت یه کیفی داره که نگو...راستی چقدر بده آدم منتظر یه استاد بشه اونم 4 ساعت و نتونه دو درش کنه(چون در واقع اینجوری خودشو دو در کرده) اونم برای من که...
"بهیموت"

behimut ++ 2:41 PM ++




هو الباقی...
دلم تنگ شده واسه اون نیمکتی که چهار تایی می شستیم روش و ساعتها حرف می زدیم...می خندیدیم...از ته دل...اونقدر که اشکمون در می اومد...گذشت لحظه ها رو حس نمی کردیم...فکر می کردیم داریم زمان رو سپری می کنیم...غافل از اینکه این زمان بود که ما رو سپری میکرد ومی رفت... نمیدونم الان نیمکتا کم شدن یا ما دیگه سراغشون نمی ریم...
"آلرژیک"

آلرژيک ++ 10:06 AM ++




هوالحفیظ المقیت...
آقای...چرا اینقدرساکتی؟ یه کم آروم باش!
یادش بخیر...
"آلرژیک"

آلرژيک ++ 1:20 PM ++




سلام ........ آقا این غربت چه کارا که نمی کنه؟؟؟!!!(باعث شد ما هم تو بلاگ بنویسیم)
میگن نوشتن خوبه و در این باب نکاتی را شیخ ما می گفت که براتون میا رم:
آدم با نوشتن غمهاشو تقسیم و شادیهاشو مضاعف می کنه، تبادل افکار می کنه، عقده های پنهان و پیداشو خالی می کنه و ........(فعلاً همینا بسه)
البته اینا رو شیخ می گفت و من اصراری ندارم که حتماً اینطوریه، ضمن اینکه خوب خودتون می دونین دیگه گوینده کیه.........حالا بگذریم
اما فکر کنم اصل نوشتن مال آدمهایی که یک زمانی تمام روز و شب با هم بودن و الآن از هم دور افتادن(که الحق و الانصاف نوشتن چیز خوبیه برای این کارا)
"بهیموت"

behimut ++ 10:08 AM ++




هوالباقی ...سلام!
"آلرژیک"

آلرژيک ++ 4:30 PM ++




1-2-3 امتحان مي كنيم... 1-2-3 امتحان مي كنيم
حالا چي شد بعده اين همه مدت؟!
حافظا باز نما قصه خونابه چشم
كه برين چشم همان آب روانست كه بود
هيچي همينجوري دلمون تنگ شد گفتيم برگرديم به وبلاگستان، گشت و گذاري كنيم و از اون چيزش! حظي ببريم، البته اين بار به همت چند تن از دوستان. خلاصه اين جورياس ديگه!
قراره اين جا با چند تن از دوستان بنويسيم اما گويا بيشتر براي هم، اما الان خودمم نمي دونم دقيقاً يعني چي...
فعلاً سلامي عرض كرديم تا ببينيم چه مي شود؟!
"اي دل غافل"

اي دل غافل ++ 2:58 PM ++




تنهائيه سارا
مريم
ريرا
بر و بچس برق ٧٩
پسر شجاع
بامداد
سلام
اسکيزو فرنی
حاج امير
تحرير
نفيسه
مسعودچشم آبی
پيشی
چشمه نوش
شهرنازومحمد
پارسا
ربل
ليست بلاگهاي
دانشجويان


  • August 2002
  • September 2002
  • October 2002
  • November 2002
  • December 2002
  • January 2003
  • February 2003
  • March 2003
  • April 2003
  • May 2003
  • June 2003
  • July 2003
  • August 2003
  • September 2003
  • October 2003
  • November 2003
  • December 2003
  • February 2004
  • March 2004
  • April 2004
  • May 2004
  • June 2004
  • July 2004
  • August 2004
  • September 2004
  • December 2005
  • January 2006
  • February 2006
  • March 2006
  • April 2006
  • May 2006
  • July 2006
  • September 2006
  • November 2006
  • December 2006
  • January 2007
  • May 2007
  • July 2007
  • December 2008
  • September 2010




  • Powered by Blogger